یک سریاله یا فیلم.... توجه نکردم. میخوام این فیلم رو با نگاه دولت آبادی به آدمها نگاه کنم، شبیه یه چالشه، زیبایی ها را دیدن و توصیف کردن حتی وقتی اون زیبایی در وجود یک انسانِ حقیره. معمولا یاد گرفتیم شیطان زشته و فرشته ها زیبان، در حالیکه همیشه زندگی بهمون یادآور میشه مدل زیبایی و زشتی باطن ربط چندانی به لایه سطحی وجود آدمها نداره.

زندگی با اینکه خیلی پررنگتر و مینیاتوری تره با نگاه دولت آبادی با این حال، برام خیلی جذابیت داره، تجربه ش کنم.

سلستین دختر زیبایی که یک خدمتکاره.

یه ایده هم افتاده تو سرم، یه روستای خلوت با تعداد کمی از ساکنین که اصلا حرف نمیزنن، شاید تاثیر اصرار احمدآقا باشه برای حرف نزدن و سکوت پیشه کردن.



سه شنبه دوم بهمن ۱۴۰۳ | ۷:۳۱ ب.ظ | یاسمن بهاری |