ما به بازی سنگ پروندیم و گنجشک واقعا بالش شکست، قلبش شکست. همونجوری که دیگری جدی نگرفت و سنگ زد و بالمون شکست و قلبمون هم سوارش.

حسم میگه دارم از یه خواب طولانی بیدار میشم با یه کلمه ی زشت.

و راستش نمی دونم قدرت تحملشو دارم برای مواجه شدن با واقعیت ها.

مسیری که برای زندگی ت انتخاب می کنی و به نظرت حق باهاته و میرسی به جایی که

بگذرم.

نوشتم که ببینم واقعیت دارم.



سه شنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۳ | ۱۲:۱۱ ق.ظ | یاسمن بهاری |