تنه ی نیم سوخته ی درخت، یه آهنگایی هست که هرگز هیچکس نخواهد شنیدش.
اونایی که مطمئنن، فقط خودشون می فهمن، می تونستن، آتیش بیار معرکه باشن.
این جهنم که در من شعله ور است شعله ی کوچکی ست از شراره های زندگی.
و من یک قربانی را زندگی نمیکنم، پس می خواهم مطمئن باشند نمی فهمم.
....
یاد قزافی افتادم اگه اسمشو درست نوشته باشم.
گاهی پرندگان معصوم بسیاری به پای کفتاری دون، قربانی می شود، و این هم زندگی ست.
.......
تلاقیِ طلاقِ مطلقه
جمعه بیستم مهر ۱۴۰۳ | ۴:۵۴ ب.ظ | یاسمن بهاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
